Loading

قسمت اول: استعمار روسی و اسلام شیعی؛ چکیده و مقدمه

قسمت اول: استعمار روسی و اسلام شیعی؛ چکیده و مقدمه

خلاصه مطلب

در این قسمت به وضعیت مسلمانان و شیعیان قفقاز پس از اشغال توسط روسیه تزاری، انواع واکنش‌های آن‌ها (مقاومت، هجرت یا همکاری) و کمبود پژوهش‌های تاریخی در زمینه نحوه مواجهه روس‌ها با شیعیان پرداخته شده است.

متن کامل

جواد مرشدلو[1]

مطالعات تاریخ اسلام سال هفتم | شماره ۲۶ پاییز ۱۳۹۴ استعمار روسی و اسلام شیعی سیاست روسیه تزاری در قبال شیعیان در نخستین سالهای اشغال قفقاز (۱۸۱۳ - ١٨٥٠م. جواد مرشدلو چکیده در جریان اشغال ولایات ایرانی قفقاز به دست روسیه جمعیت چشمگیری از شیعیان این منطقه نیز به تابعیت تحمیلی روسیه تزاری درآمدند. این شیعیان بیشتر در بخش هایی از این سرزمین مستقر بودند که تا پیش از اشغال تابعی از سپهر سیاسی اجتماعی و فرهنگی ایران به شمار می رفت بخش اندکی از این جمعیت به ویژه پیشوایان روحانی ایشان با مشاهده تثبیت سلطه دولت تزاری ترجیح دادند از موطن خود هجرت کنند اما اکثریت در همان سرزمین آباء و اجدادی خود باقی ماندند و زندگی خود را در زیر بیرق روس ادامه دادند. اداره این جمعیت و اداره امور ایشان یکی از مسایل پیش روی حکومت استعماری روسیه و از جمله دغدغه های فرمانداری نظامی قفقاز بود با وجود این در شرایطی که مسایل مرزی بین ایران و روسیه هنوز به صورت نهایی فیصله نیافته و زمینه جنگ همچنان فراهم بود مسئله جدی و فوری، مهار گرایش شیعیان قفقاز به تبعیت از سیاستهای دولت ایران در پیوند با علمای بزرگ شیعه بود. در این پژوهش کوشش شده است تا کیفیت سیاست استعماری دولت تزاری در قبال علمای شیعه قفقاز بررسی شود کانون تمرکز آن بر نحوه رفتار فرمانداری نظامی قفقاز با دو تن از علمای برجسته شیعه، اولی ملاتنگری وردی پیشوای مسلمانان شیعه تفلیس و دومی آقامیرفتاح، مجتهدی است که نقش آفرینی وی در جریان اشغال تبریز به دست روسها چهره او را در تاریخ ایران این دوره بدنام کرده است. به نظر میرسد نتایج این تحقیق میتواند زوایایی از سیاست استعماری حکومت روسی قفقاز در قبال شیعیان این منطقه را در دوره پس از تحمیل مصالحه گلستان روشن کند.

واژه های کلیدی قفقاز شیعه آقا میر فتاح، ملاتنگری وردی، پرملوف

 Russian Colonization and Shi'ite Islam: Russian Policy toward Shi'ite Muslims of Transcaucasia (1813-1850)

Javad Morshedloo:

Abstract: Russian conquest of Transcaucasia had multidimensional consequences for Muslim population of the region. A substantial part of these population was composed of shi'ite muslims who mostly lived in the southern or the pre-Iranian provinces. Based on some newly found archival documents, this study aimed to shed some lights on one aspects of this problem which so far has been neglected by most of the specialists of this field. As a pivotal question it seeks to ask what was the policy of Russian colonial governemt of transcaucasia toward the shiite muslims of the region. To provide an answer for this question it draws on a bunch of archival data which are gleaned from scattered documents and have been analysed inside a greater theoretical framework. Two important cases in this context, the first one, a certain Mulla Tangriverdi and the second one, the ill-famed Aqa Mir Fattah are at the center of this study. As the results show, from the first years of Russian conquest of transcaucasia, Russian governores have proceeded a certain policy toward the shiite population. This policy seems to have three conspicous aspects; the first was thretening influential clerical to avoid any contact with Iranian Mujtahids, the second one was an attempt to absorb middle-ranked shi'its ulama into the Russian adminstration. And the third was an attempt to construct a central religious institute for Shiite jurisdiction authority whose illfortune nominate was the Iranian notorious mujtahid Mir Fattah. The findings is likely to unfold some vague aspects of Russian colonial policy of caucas towards Shites after the enforcement of Golestan agreement. Keywords: Transcaucasus, Shi'ism, Aqa Mir Fattah, Mulla Tangriverdi, Eermolov

 در جریان اشغال و تصرف قفقاز به دست روسیه تزاری بخش بزرگی از مردم این منطقه ناگزیر به تابعیت دولت تزاری درآمدند. این مردم شامل ترکیب متنوعی از پیروان ادیان مختلف و مذاهب گوناگون بودند که در میان آنها مسلمانان اعم از شیعه و سنی، ارمنی ها و گرجی های مسیحی اکثریت داشتند بخشی از مسلمانان قفقاز به ویژه ساکنان نواحی کوهستانی داغستان که به لحاظ مذهبی جزء اهل سنت بودند به رهبری پیشوایان دینی سیاسی خود که مشهورترین آنها شیخ شامل داغستانی بود از همان سالهای آغازین اشغال قفقاز به دست روسها راه مقاومت نظامی و جنگ را برگزیدند مقاومتی که بزرگترین مانع بر سر راه تسلط روسها بر قفقاز بود و تا نیمه دوم سده سیزدهم قمری نوزدهم میلادی هم ادامه یافت وضعیت بخش دیگری از مسلمانان که عمدتاً شیعیان ساکن در بخش جنوبی رشته کوه قفقاز یعنی ولایات خان نشین ایرانی بودند در سه شکل مقاومت فردی و پراکنده هجرت و همکاری بروز یافت. متأسفانه اطلاعات منابع موجود اعم از آثار تاریخ نگاری و اسناد برای ارائه یک توضیح رسا و بسنده از کیفیت ایــن رفتارها کافی نیست. این اندازه میدانیم که چندی پس از پایان دور نخست جنگ های ایران و روسیه و تسلط دولت تزاری بر قفقاز اخباری از تعرض» روسها به عرض و ناموس مسلمانان و ایذا» و «اضرار» آنان در باب دین و مذهب ملت به دست رسید که برخی از مجتهدان عصر و در رأس آنان آقا سید محمد مجاهد را به صدور فتوای جهاد و اقدام عملی در این زمینه برانگیخت.[2] در واقع به نظر میرسد پس از استیلای دولت روسیه بر حوزه شیعه نشین قفقاز جنوبی، کسانی با ارسال شکوائیه و عریضه برای مراجع شیعه خواستار یاری برای اخراج متجاوزان روس از وطن مألوف خود شدند. با گذشت نزدیک به دو سده از انتزاع بخشهای وسیعی از سرزمینهای مسلمان نشین قفقاز به دست روسها هنوز بررسی شایسته ای از کیفیت مواجهه اشغالگران روس با شیعیان این منطقه انجام نگرفته است. این مسئله به ویژه از آن رو اهمیت دارد که میتواند ابعادی از سرشت استعمار روسی در برخورد با اسلام را نیز روشن کند. پژوهشگرانی که به موضوع رابطه مسلمانان قفقاز و روسها توجه کرده اند، خود به دو گروه تقسیم میشوند. گروه نخست، بیشتر به ماهیت نظامی مطالعات تاريخ اسلام، سال هفتم، شمارة ،26 پاييز 1394 سلطه حكومت تزاري بر قفقاز پرداخته اند و كانون تمركز آنهامقاومت مسـلمانان داغسـتان در گروه دوم آثاري است كه به حوزه جنوب قفقاز توجه كرده اند برابر اين سلطه جويي بوده است.[3] و مسئلة كيفيت مواجهة حكومت روسي قفقاز با شيعيان را ذيل موضوعي كليتـر يعنـي سياسـت استعماري روسيه در قفقاز بررسي كرده اند. تحقيق مستشاري از مطرحترين اين پژوهشهاست كه امـا موضـوع 2 نگاه گذرا و محدودي نيز بـه جايگـاه علمـا در سياسـت اسـتعماري روسـيه دارد.[4] چگونگي مناسبات مسلمانان شيعي قفقاز كه عمدتاً در سرزمينهاي اشغالي متعلق به ايران سكونت داشتند كمتر بررسي شده است. پرسشي كه اين پژوهش كوشيده است پاسخي بـه آن ارائـه كنـد، كيفيت سياست استعماري روسها در قبال شيعيان قفقاز در سالهاي ابتـداي اشـغال ايـن سـرزمين است. شواهدي وجود دارد كه نشان ميدهد فرمانداران نظامي قفقاز از همان ابتداي استقرار، تدابير معيني در قبال مسلمانان شيعه قفقاز اتخاذ كردند. مبناي اين تحقيق اطلاعاتي اسـت كـه از برخـي اسناد فارسي موجود در آرشيو دولتي تفليس استخراج شده است. با وجود اين، كوشش شـده اسـت كه اين اطلاعات با داده هاي مستخرج از ديگر منابع دست اول تكميل شود. اين اطلاعات به منظور يافتن پاسخي براي مسئله تحقيق، درون يك بستر تاريخي و متناسب با شـواهد موجـود در ديگـر منابع، با رويكردي توصيفي- تحليلي بررسي شده است.

Footnotes

  1. ^ دانش آموخته دکتری تاریخ ایران دوره اسلامی از دانشگاه تهران تاریخ دریافت: ۹۳/۰۸/۹۳ تاریخ تأیید: ۹۳/۱۲/۱۶
  2. ^ عبد الرزاق بیگ (مفتون) دنبلی (۱۳۸۳)، مآثر سلطانیه تصحیح غلامحسین زرگری نژاد تهران انتشارات روزنامه ایران صص ۵۲۳-۵۲۲ 
  3. ^  Thomas Sanders(2004), Ernst Tucker & Gary Hamburg (eds. & trans.), Russian-Muslim Confrontation in the Caucasus, Alternative Visions of the Conflict between Imam Shamil and the Russians, 1830-1850, London & New York; Robert Bruce Ware & Enver Kisriev(2010), Daghestan: Russian Hegemony and Islamic Resistance in the North Caucasus, London:, pp. 14-25; Robert D. Crews(2006), For Prophet and Tsar, Islam and Empire in Russia and Central Asia, London, pp. 15-20.
  4. ^ Firouzeh Mostashari(2006), On the Religious Frontier: Tsarist Russia and Islam in the Caucasus, London: I.B. Tauris: pp. 79- 92. 3

2 شهریور 1405

تعداد بازدیدها : 14 بازدید