
در این قسمت، زمینههای تاریخی امضای موافقتنامه گلستان و دغدغههای ژنرال یرملوف در مواجهه با شیعیان قفقاز بررسی میشود. همچنین دیدگاهها و فتاوای شرعی مراجع بزرگ شیعه، نظیر میرزا بزرگ فراهانی و میرزای قمی، در خصوص تکلیف مسلمانانی که زیر سلطه روسها قرار گرفتهاند (وجوب یا استحباب هجرت)، عیناً نقل شده است.
زمينه موافقتنامة گلستان در شرايطي ويژه و به مثابة تدبيري موقت براي عبور از بحـران جنـگ هـاي نتيجة فوري و عيني اين رخداد، جدايي بخش بزرگـي از سـرزمين و 3 ناپلئوني به ايران تحميل شد. مردم ايران در آن سوي ارس بود كه تعلقات فرهنگي و تاريخي ريشـه داري بـه سـرزمين آبـاء و اجدادي خود داشتند. از سال 1816م1231/.ق. و با ورود يرملوف به صحنه تحولات قفقاز، نظـام ________________________________________________________________ مأموريـت يرملـوف در 4 تزاري به مرحلة تثبيت اقتدار خود بر سرزمينهاي اشغالشده گام نهـاد . 1 Thomas Sanders(2004), Ernst Tucker & Gary Hamburg (eds. & trans.), Russian-Muslim Confrontation in the Caucasus, Alternative Visions of the Conflict between Imam Shamil and the Russians, 1830-1850, London & New York; Robert Bruce Ware & Enver Kisriev(2010), Daghestan: Russian Hegemony and Islamic Resistance in the North Caucasus, London:, pp. 14-25; Robert D. Crews(2006), For Prophet and Tsar, Islam and Empire in Russia and Central Asia, London, pp. 15-20. 2 Firouzeh Mostashari(2006), On the Religious Frontier: Tsarist Russia and Islam in the Caucasus, London: I.B. Tauris: pp. 79- 92. 3 نك: غلامحسين زرگرينژاد (بهار1390)، «موافقت نامه گلستان: قرارداد متاركه جنگ يا عهدنامـه قطعـي؟ »! ، فصـلنامه مطالعات تاريخ اسلام، ش،8 صص -77 .102 4 Charles King (2008), The Ghost of Freedom, A History of the Caucasus, Oxford, p. 45. استعمار روسي و اسلام شيعي 131 از اين رو، يكـي از 1 مرتبة نخست، ميزان اقتدار روسيه در قفقاز و تلاش در جهت تثبيت آن بود. دشواريهاي جدي پيشروي وي مواجهه با مردم مسلمان و بهويژه شيعيان قفقاز،و ساماندهي امور ديني و معيشتي آنان بود. اين مسئله خصوصاً از اين نظر اهميت داشت كه جمعيت شيعيان قفقـاز، چشمگير بود و تبعيت فقهي پيشـوايان محلـي آنـان از مراجـع شـيعه مسـتقر در ايـران و عـراق ميتوانست تهديدي جدي براي پايگاه سست و شكنندة حكومت نوپاي روسها در قفقاز باشد. از سوي ديگر، استيلاي نظامي روسها بر اين سرزمين، مردم مسلمان آن را با مسئلهاي جـدي روبهرو كرد؛ اين كه تكليف ايشان در مواجهه با اين وضعيت چيست. جلوهاي از اين موضـوع در باب هشتم احكام الجهاد و اسباب الرشاد به صورت مبسوط بحث شده و فتاواي فقهـاي برجسـته ميرزابزرگ قائممقـام فراهـاني مؤلـف 2 شيعه آن روزگار راجع به آن، در آن باب گرد آمده بود. كتاب، در سرآغاز باب هشتم، مسلمانان اين نواحي را در سه گروه دستهبندي كرده بـود : نخسـت : «گروهي كه قدرت به مهاجرت دارند و اظهار شعاير توانند كرد»، دوم: «گروهي كه به مهاجرت به اعتقـاد وي دو 3 قادرند و از اظهار شعاير عاجز» ،و سوم «گروهي را كه هيچيك مقدور نباشد .» گروه نخست ميبايست هجرت ميگزيدند كه «به حكم عقـل و روايـت، الفـت كفـر و اسـلام تنها براي گروه آخر كه هم از هجرت عاجز بودند و هم بـه اظهـار شـعاير 4 خارق عادت است» . قدرت نداشتند «سزاوار است در وطن نشستن؛ دلبه صبر بستن، رنج ولا گزيدن، بار بـلا كشـيدن، 5 حسرت هجرت داشتن، ... .» قائممقام، گروه نخست را كه موضوع اين تحقيقاند، به «اختيار هجـرت » و «تـرك اقامـت » با 6 توصيه ميكند؛ زيرا به نوشتة او «اين دلبستگي به ثروت دنياست و آن بيرغبتي به دولت عقبي .» با وجود اين، ديدگاه فقهي برخي مجتهدان برجسته در اين زمينه متفاوت بود؛ ميرزاي قمي 6 عقبي .» (علا العلماء) هجرت را بر كسي واجب ميدانست كه «در بلاد كفر باشد و توان اظهار شـعاير ________________________________________________________________ از نظر «سلا المجتهدين» هجرت بر كسـي كـه امكـان اظهـار شـعاير ديـن 7 اسلام نداشته باشد .» 1 V. A. Feodorova (ed.) (1991), Zapiski A. P. Ermolova, 1798-1826, n.p., p. 11. 2 ميرزا بزرگ فراهاني(1380)، احكام الجهاد و اسباب الرشاد، تصحيح و مقدمه تـاريخي دكتـر غلامحسـين زرگـري نـژاد، تهران: انتشارات بقعه. 3 فراهاني، احكام الجهاد، ص .333 4 همان، ص .334 5 همان، ص .335 6 همان، ص .333 7 همان، ص .237 ۱۳۲ مطالعات تاریخ اسلام سال هفتم شماره ۲۶ پاییز ۱۳۹۴ داشت واجب نبود و میرزای قمی نیز هجرت گزیدن را برای کسانی که توقف ایشان در آن ولایت باعث کثرت سواد کفره و مشرکین و قوت و شکوت آنان میشد مستحب دانسته بود.
3 شهریور 1405
تعداد بازدیدها : 23 بازدید