
آیتالله آخوند آقامعلی لنکرانی از جمله عالمان برجسته و شناختهشده شیعه در منطقه قفقاز به شمار میرود که عمر خود را در راه فراگیری علوم اسلامی، تربیت دینی جامعه و حفظ هویت مذهبی مسلمانان سپری کرد.
آیتالله آخوند آقامعلی لنکرانی
از عالمانِ نامآور و روحانیانِ بلندپایهی دیارِ قفقاز (۱۲۵۱–۱۳۳۱ ش / ۱۲۸۹–۱۳۷۲ ق / ۱۸۷۲–۱۹۵۲ م)
شناسنامه
| نام و لقب: | آخوند آقامعلی لنکرانی |
| لقبِ علمی: | آیتالله |
| مذهب: | شیعهی امامیه (اثنیعشری) |
| زادروز: | ۱۲۵۱ ش / ۱۲۸۹ ق / ۱۸۷۲ م |
| زادگاه: | روستای سیغداش، از توابعِ شهرستان ماساللی، منطقهی لنکران (قفقاز جنوبی) |
| تحصیلات: | مکتبخانه و مقدمات (لنکران) ← سطوحِ عالی (حوزهی علمیهی قم) ← نجفِ اشرف (افزون بر بیست سال) |
| استادان: | آخوند ملا محمدکاظم خراسانی، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، شیخالشریعهی اصفهانی (فقه و اصول)؛ آقا سید حسین بادکوبهای (علومِ عقلی) |
| حوزهی فعالیت: | وعظ، ارشاد، تبلیغ و تدریسِ علومِ دینی در لنکران و ماساللی |
| وفات: | شهریورِ ۱۳۳۱ ش / محرّمالحرامِ ۱۳۷۲ ق / سپتامبرِ ۱۹۵۲ م |
| سبب و جای وفات: | بر اثرِ ایستِ قلبی، بههنگامِ سخنرانی |
دیباچه
آخوند آقامعلی لنکرانی از عالمانِ نامآور و روحانیانِ بلندپایهی دیارِ قفقاز است؛ مردی که از کرانههای لنکران برخاست، در حوزههای کهنِ قم و نجف بالید، و آنگاه دانش و معنویتِ اندوخته را به زادبومِ خویش بازگرداند تا در روزگارِ تیرگی و خفقان، چراغِ هدایت را فروزان نگاه دارد.
تولد و خاندان
وى در سالِ ۱۲۵۱ ش / ۱۲۸۹ ق / ۱۸۷۲ م، در روستای سیغداش از توابعِ شهرستان ماساللی در منطقهی لنکران، دیده به جهان گشود؛ سرزمینی که آن روزگار در دامانِ قفقاز جای داشت و مردمانش به دیانت و دلبستگی به خاندانِ عصمت و طهارت شهره بودند.
دوران تحصیل
نخستین بهرههای دانش را در مکتبخانههای زادگاه و از روحانیانِ همان دیار برگرفت و مقدماتِ علومِ حوزوی را در همانجا بیاموخت. چون شورِ دانشاندوزی در جانش زبانه کشید، در عنفوانِ جوانی رختِ سفر بربست و آهنگِ حوزهی علمیهی قم کرد و سطوحِ عالی را در محضرِ استادانِ آن دیار به پایان رساند؛ هرچند نامِ آن بزرگان امروز در دسترسِ ما نیست.[^1]
پس از آن، شوقِ تحصیل او را به نجفِ اشرف کشاند و در آن آستانِ مقدّس زمانی دراز — افزون بر بیست سال — رحلِ اقامت افکند. در این سالهای پربار از خرمنِ دانشِ بزرگانی چند خوشه چید: در فقه و اصول از محضرِ آخوند ملا محمدکاظم خراسانی، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی و شیخالشریعهی اصفهانی، و در علومِ عقلی و معقول از حضورِ آقا سید حسین بادکوبهای بهره برد و بدینسان به مقاماتِ والای علمی و معنوی نایل آمد.
دوران زندگی و خدمات
چون تحصیلات به کمال رسید، در سالِ ۱۲۹۵ ش / ۱۳۳۵ ق / ۱۹۱۶ م به زادگاهِ خویش بازگشت و دامن به خدمت برزد؛ همّتِ خود را یکسره وقفِ وعظ و ارشاد و تبلیغِ معارفِ اسلامی و تدریسِ علومِ دینی ساخت و تشنگانِ دانش را در دیارِ خویش از سرچشمهی خود سیراب کرد.
اما روزگار با عالمانِ دین به مدارا نبود. او نیز همچون دیگر روحانیانِ آن سامان، از آزار و فشار و خفقانی که حاکمیتِ کمونیستی پدید آورده بود برکنار نماند و عرصهی کارش تنگ گردید. سرانجام در سالِ ۱۳۱۴ ق / ۱۹۳۳ م زیرِ پیگرد قرار گرفت؛ لیک پیش از آنکه چنگالِ دستگیری بدو رسد، توانست رخت به سوی ایران کشد و جان از آن مهلکه به در برد.[^2]
آثار و فعالیتها
میدانِ اصلیِ کوششِ این عالمِ ربّانی، تربیتِ مردم و نشرِ معارفِ دین بود: وعظ و ارشاد، تبلیغِ آموزههای اسلامی و تدریسِ علومِ دینی، که سالیانی دراز در لنکران و ماساللی بدان همّت گماشت. نشانی از میراثِ مکتوبِ او نیز در «فهرستگانِ نسخههای خطیِ ایران (فنخا)» ثبت شده است.[^3]
یادداشت: در منبعِ حاضر، عنوانِ مشخصِ تألیفاتِ ایشان نیامده است. چنانچه فهرستِ آثار را در اختیار دارید، افزوده خواهد شد.
جایگاه علمی و معنوی
پرورش در دو حوزهی بزرگِ قم و نجف، و شاگردیِ بزرگانی چون آخوند خراسانی و سید یزدی و شیخالشریعهی اصفهانی، گواهِ پایگاهِ بلندِ علمیِ اوست. بازگشتِ آگاهانه به زادبوم و ایستادگی در برابرِ فشارِ حاکمیتِ کمونیستی نیز نشان از استواریِ ایمان و تعهدِ او به دیار و مردمِ خویش دارد.
وفات
آن عالمِ ربّانی را پایانی درخورِ زندگانیِ پرتلاشش رقم خورد: در محرّمالحرامِ سالِ ۱۳۷۲ ق — برابر با شهریورِ ۱۳۳۱ ش و سپتامبرِ ۱۹۵۲ م — در همان حال که زبان به موعظه گشوده و بر منبرِ سخن نشسته بود، قلبش از تپش بازایستاد و روحِ بلندش به دیدارِ معبود شتافت؛ مرگی که گویی مُهرِ تأییدی بود بر یک عمر تبلیغ و ارشاد.
پاورقیها و منابع
[^1]: نگاه کنید به: فهرستگانِ نسخههای خطیِ ایران (فنخا)، ج۲، ص۷۵۵.
[^2]: الکرام البررة، ج۱، ص۱۵۳–۱۵۴؛ الذریعة، ج۴، ص۳۶۷؛ گنجینهی دانشمندان، ج۷، ص۲۸.
[^3]: فنخا، ج۲، ص۷۵۵.
7 خرداد 1405
تعداد بازدیدها : 11 بازدید